بزرگترین خاطرات - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 2:36
گاهی کوچکترین اشیاء یادآور  و  تداعی کننده بزرگترین خاطرات هستند      #علی_نودهی   
گیتار تازه ... - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 2:36
        او هرگز مرا مانند گیتار در آغوش نمی­ گیرد. سال­ هاست مرا آن­ چنان که گیتارش را نوازش می­ کند لمس نکرده است. به درون گیتار راه پیدا می­کنم تا بار دیگر در میان بازوان او جا بگیرم. زن تمام روز را صرف تغییر دادن شکل، صدا، و همۀ خصوصیاتش کرد، همه چیز جز آرزوی در آغوش کشیده شدن. عاقبت خاموش و ناپی...
عشق چیست - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 2:36
تا نسوزی  عشق را هرگز نمیفهمی که چیست    گاه بخشیدن  گهی آغوش و گه درد و غم است           #بیدل_دهلوی
عاشقان... - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 2:36
عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را #سعدی                  ��
نمی ماند ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماند چه باید گفت با آن کس که می دانی نمی ماند؟! بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمی ماند برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست برای اهل دریا شوق بارانی نمی ماند   همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری برای غصه خوردن نیز د
شبِ انتظار ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی       که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت       تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی       بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت          #سعدی
دوباره می نویسمت ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟ هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم گلایه از
باوری نداشت ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
می گفت زنده ام به تو و باوری نداشت این پادشاه پشت سرش لشکری نداشت مانند آشنای غریبه در این جهان جز مرز های بسته ی خود کشوری نداشت وقتی که رفت قامت دیوار قد کشید آنقدر قد کشید که دیگر دری نداشت من ماندم و کبوترحسی که هیچ گاه بال و پر رها شده ی دیگری نداشت آتش گرفت هیزم چشمان من بجز  رنج و عذاب معجزه ...
جدایی ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
اینکه با تو باشم و با من باشی و با هم نباشیم؛ جدایی همین است. اینکه یک خانه ما را در بر بگیرد، اما یک ستاره ما را در خود جای ندهد، جدایی همین است. اینکه قلبم اتاقی باشد خاموش کننده صداها با دیوارهای مضاعف و تو آن را به چشم نبینی، جدایی همین است. اینکه در درون جسمت تو را جستجو کنم. جدایی از صمیم دل و...
نفرین به دشمن نفرین به دوست ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
جان» شد از آن دشمن و «دل» شد از آن دوست نفرین به جان دشمن و نفرین به جان دوست فرسود «رایگان» همه ی عمر و دم نزد این گرده در تحمل بار «گران» دوست ما فحش خورده ایم و همه کام برده اند هرکس به قدر ظرفیت اش از دهان دوست! از او نشان نبود و وبالی نداشتیم! لعنت به آ
لبخند ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ   ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪگیﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌گذرد   ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ   ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می‌کنند   ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می‌شوند     #ﭘﺎﺑﻠﻮ_ﻧﺮﻭﺩﺍ
اسیر ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
آنکه    بـــــــــــه دل    اسیــــــــــرَمَـــــــــش   در دل و جان پذیـــــــــــــرَمَش      #مولانا
بیگانه ام ... - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:33
او به من می گوید ای آغوش گرم مست نازم کن، که من دیوانه ام من به او می گویم ای ناآشنا بگذر از من، من تو را بیگانه ام آه از این دل، آه از این جام امید عاقبت بشکست و کس رازش نخواند چنگ شد در دست هر بیگانه ای ای دریغا، کس به آوازش نخواند   #فروغ_فرخزاد
قلب من - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
سرما زده بر قلب من و مرغ دل تو...   آماده ى کوچ است به اقلیم جدیدى...!   #محمد_شیخی
کسی تنها مانده .. - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
توی این خانه کسی بعد تو تنها مانده دهن پنجره از رفتن تو وا مانده قاب عکسی شده این پنجره و رفتن تو مثل یک منظره در حافظه اش جا مانده چمدان بستی و هنگام خداحافظی ات "دوستت دارم" ِ تلخ تو معما مانده چندتا عکس و دو خط نامه و یک دفتر شعر تکه هایی است که از روح تو این جا مانده بی تو تقویم پر از خاطره های ...
مرا نکشید ... - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
هر انسانی که نمی‌توانم دوستش بدارم  سرچشمه‌ی اندوهی‌ست ژرف برای من. ‌ هرانسانی که روزی دوستش داشته‌ام و دیگر نمی‌توانمش دوست بدارم گامی‌ست به سوی مرگ برای من. ‌ آن روز که دیگر نتوانم کسی را دوست بدارم خواهم مرد. ‌‌ آی شمایان، که می‌دانید شایسته‌ی عشق من‌اید، مراقب باشید، مراقب باشید تا مرا نکشید.   ...
صیاد ... - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
صیاد کجایی تو کجایی تو کجایی صید تو اسیر است به این دام جدایی روزی سر راه دل او دام نهادی حالا که اسیرت شده پس دور چرایی آهوی پریشان تو در بند اسیر است خو کرده به این دام اگر دام بلایی قانون شکار ست و یا حیله ی صیاد آغاز کنی صید وّ سپس رخ ننمایی امروز خبر نیست دگر از تو وّ از دام شاید که نشستی سر کو...
این پنجره - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
کاری  به  سرد و  گرم  بهار و  خزان  نداشت   این پنجره فقط به هوای تو باز بود...   #فرامرز_عرب_عامری
قسمتم اینگونه بود... - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
من برایِ او نبودم ، قسمتـم این گونه بـود   در کتابِ مَن نوشته  " عاشقی بی وصل او "     #زهرا_جعفری_جلوه
جرم نا کرده ... - تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 7:43
کشته ی عشق زیاد است ولی سنگ دلان  سکته را علت مرگ همگان می گویند    فین کاشان مزین به دل خونین را  تیغ لغزیده به روی شریان می گویند    دل سپردن به تورا مفتی سیبستانها  جرم ناکرده ی این آدمیان می گویند    #سیدمهدی_نژادهاشمی